شمارهٔ ۶۳۶
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
در دل آنانکه غم یار نهان می دارند
شعله ای را بخس و خار نهان می دارند
عزلت آنانکه گزیدند پی شهره شدن
راز در پرده اسرار نهان می دارند
غنچه لاله صفت چون جگر آشامان
داغ را در دل افگار نهان می دارند
به سر زلف تو آنانکه دلی باخته اند
مهره را در دهن مار نهان می دارند
حیف از آن آینه دل که ز گرد کلفت
در پس پرده زنگار نهان می دارند
پرده داران حرمخانه اسرار ترا
از دل و دیده خونبار نهان می دارند
می گزیدند کسانی که زمردم جویا
یار از دیده اغیار نهان می دارند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş